القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
178
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
باب يازدهم در حديث خاصف نعل « ترمذى » از ربيع ابن حراش نقل كرده كه « على » عليه السلام گفت : در « رحبه » و قبل از آن در روز ( حديبيه ) مردمى از مشركين به سوى ما خارج شدند كه در ميان آنان « سهل ابن عمرو » و گروهى از رؤساى مشركين بودند ، ايشان به رسول خدا گفتند : گروهى از فرزندان و برادران و خويشان ما به شما پيوستهاند كه فهمى در دين ندارند ، بلكه فرار كرده و خود را از دست ما و تحت تملك ما خارج كردهاند . اينها را به ما برگردان . رسول خدا فرمود : « يا معشر قريش لتنتهين او ليبعثنّ اللّه عليكم من يضرب اعناقكم بالسيف على الذّى قد امتحن اللّه قلبه على الايمان . » - اى گروه قريش دست برمىداريد يا خداوند ، كسى را بر شما برنگيزد كه با شمشير در راه دين خدا گردن شما را بزند ، كسى كه خداوند دلش را با نور ايمان آزمايش كرده است » ؟ گفتند : يا رسول اللّه اين مرد كيست ؟ ابو بكر گفت : او كيست يا رسول اللّه ؟ عمر گفت : او كيست يا رسول اللّه ؟ رسول اكرم فرمود : « هو خاصف النّعل » - او پينهدوز كفش است « رسول اكرم نعل مبارك را به على داده بود تا برايش بدوزد » سپس « على » متوجه ما شد و گفت : رسول اكرم فرمودند : « من كذب علىّ متعمّدا فليتبوا مقعده من النار . » - هر كس عمدا بر من دروغ ببندد . جايگاهش در آتش است و گفته - اين حديث خوب و عجيب و صحيحى است - ! ؟ ! و جز از اين طريق بدان دست نيافتم . ربعى از « على » عليه السلام و نيز ابو داود و احد و موفق با سند خود از ربعى بن خراش آن را نقل كردهاند . علاوه حافظ ابو نعيم و خطيب در تاريخ و سمعانى در فضائل آن را آوردهاند . احمد در « مسند » با ذكر سند از « على » عليه السلام آن را نقل كرده كه گفت : رسول اكرم به بنى وليعه فرمودند : « آيا دست برمىداريد يا مردى را به سوى شما گسيل دارم كه همچون خودم باشد ، فرمان مرا بين شما انفاذ و اجرا كند ، جنگجويان شما را بكشد ، ذريه شما را اسير كند ، سپس دست مرا گرفت و فرمودند : « آن مرد همين